ابو القاسم سلطانى
111
دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )
توجه : در كليه كتب قديم اين گياه ذيل كراث و با آن يك جا و معمولا بعد از شرح كراث آمده است . ( 1 * ) - چون در مراجعه به كتاب اختيارات چاپ تهران ذيل عنوان كراث صفحه 372 قلمافتادگى و اشتباهات فاحش وجود داشت بهطورىكه خلاف نظر مؤلف را مىرساند لذا از سطر 12 كاملا از نسخه خطى در ذيل آورده مىشود : كراث . . . عظيم سودمند بود و طبخ وى چون بياشامند همين سبيل و چون بكوبند و ضماد كنند بر گزيدگى افعى و ديگر جانوران نافع بود و آب وى چون با سركه و كندر و سير يا روغن گل بياميزند و در گوش چكانند درد گوش را نافع بود و بر بواسير كه سبب آن از رطوبت بود ضماد كنند بغايت نافع بود و سده جگر بگشايد كه از بلغم بود و اشتهاى طعام بازديد كند و باه را قوت دهد و گرممزاج را نافع نبود بلكه درد چشم آورد و امتلا در سر پيدا كند و مفسد لثه و اسنان بود و اگر اصل آن با روغن خسكدانه يا روغن كنجد بپزند قولنج بلغمى را نافع بود و خوردن و به آب آن حقنه كردن . و عصاره كراث خشك مسهل دم بود و كراث برى . . . [ آنچه آمد مربوط به كراث است و از اينجا به بعد مربوط به كراث برى مىشود كه از نسخه خطى در متن آمد ] . ( 2 * ) - چون متن دو كتاب كاملا يكسان بود يك جا آورده شد و آنچه بين " " آمده اضافات مخزن الادويه است . Code - 292 توسكاى قشلاقى Alnus glutinosa ( L . ) Gaertn درختى است به بلندى 20 - 35 متر كه بومى اروپا ، آسياى شمالى و شمال آفريقا مىباشد . گونه فرعى اين درخت Subsp barbarata ( C . A . Mey ) yeactirik اولين درختى است كه در جلگههاى درياى خزر ظاهر مىشود و آن را توسكاى قشلاقى مىنامند . اسامى محلى آن و توسكاى ييلاقى Alnus subcordata C . A . Mey و واريتههاى آن يكى مىباشند انواع اين درختان در گيلان " توسه " آستارا و طوالش " رزدار " در لاهيجان " سياهتوسه و سفيدتوسه " در رودسر " توسا " در نور " تسكا " ناميده مىشود . پوست تنه و برگ سبز توسكاى قشلاقى به عنوان قابض ، تببر و التيامآور مصارف درمانى دارد . از جوشانده پوست تنه به صورت غرغره در آنژين ، فارنژيت ، زخم دهان و به صورت لوسيون در زخمهاى واريسى استفاده مىشود . در تبهاى نوبهاى به جاى گنهگنه و به شكل جوشانده 30 گرم در يك ليتر آب و از برگ در فلج ، دردهاى عصبى و رماتيسم به صورت حمام استفاده مىشود . در ليبى از جوشانده پوست درخت براى از بين بردن درد سوختگيها و از پودر آن در تورم لثه استفاده مىشود . در طب عوام سوريه براى خشكاندن شير برگ تازه گياه را گرم نموده تا ترشحاتى از آن خارج شود و به حالت گرم بر روى پستان ضماد مىكنند . اسامى عربى اين درخت حوره روميه و حمرايه و در ليبى حوره در سوريه جار الماء و مغث و در لبنان جار الماء الغروى و مائه ناميده مىشود .